عنوان مقاله: شازند سرزمين خاطرات
نگاهي بر توريسم پذيري و توريسم گريزي در شهرستان شازند
پديد آورنده : جواد ملكي
« خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)
تاريخ : ارديبهشت 86
مقدمه
وجود استاني پر از رمز و راز در كشوري به مساحت حدود يك ميليون و ششصد و چهل و هشت هزار كيلومتر مربع افتخاري بس بزرگ براي مردماني است كه سهمشان از اين خاك مقدس تنها بيست و نه هزار و پانصد و سي كيلومتر مربع در استاني مركزي است . هرچند كه اين افتخار در ميان سي استان كشور به تناوب تقسيم و به امانت مانده است كه نسل ها يكي پس از ديگري لاله هاي عاشق آن را مي نگرند و بر بودن به روي اين خاك مقدس افتخار مي كنند.
در جنوب اين استان سرزمين لاله هاي واژگون و شكر ريزي است كه بر خود سالهاست كه نامي زنده و پاينده را از بودن كيخسرو در دل اساطير شاهنامه تا سرداران هشت سال دفاع مقدس مي بيند. شهر گل و بلبل، سراب و تاريخ، شهر اساطير و قلل استوار، آب و آباداني و صنعت و بالندگي سالهاست كه به اين فكر مي كند كه چگونه مي تواند دروازه هاي نداشته خود را به سوي صنعتي به نام توريسم باز كند.
حال در اين مقال نگارنده كه خود از بوميان اين شهرستان است سعي بر آن دارد كه با كنكاشي ظريف به زواياي پنهاني پتانسيل ها ناگفته اين شهرستان و نيز عوامل شناخته شده و نشده بازدارنده توريسم شهرستان پرداخته و در چند بخش راه كارهايي براي مقابله با چالش اين شهرستان به نام توريسم گريزي عنوان نمايد. اميد به آن است در ظل توجهات دادار آسمانها و توجه مخاطبين و تلاش اين حقير نوشته هاي پيش رو بدون هياهو مقبول واقع شود.
نگارنده
نگاهي به شهرستان شازند
«در اوستا و اساطير ايران آمده است كه دژ بهمن و آتشكده آذرگشسب در بالاي كوه اسنوند در كنار شهر شيز بوده است.»
واژه اسنوند با نام راسوند بنا به گفته هرمز احمدي در كتاب مرا بشنو صفحه 159 مطابقت دارد.
شهرستان شازند با 3050 كيلومتر مربع در جنوب غربي استان مركزي هزاران سال است كه خاطرات زيادي از بودن ها و نبودن ها را در صندوقچه خاك گرفته خود به تماشا نشسته است تا شايد روزگاري كساني شايد غريبه آشنا به آن سري بزنند و در پاييدن خود نگاهي به آن اندازند.
شازند در ارتفاع 1920 متري از سطح دريا مرتفع ترين شهرستان استان مركزي است . جمعيت اين شهرستان در سرشماري نفوس و مسكن سال 1385 «118804» نفراعلام گرديد كه از اين تعداد 58749 نفر مرد و تعداد «60055» نفر زن و «88016»نفر در روستا و «30788 » نفر در شهرهاي اين شهرستان سكونت دارند. شغل اصلي مردم اين شهرستان بيشتر كشاورزي، دامداري و اشتغال در صنعت به واسطه هرم شغلي اين شهرستان است .
آب و هواي اين شهرستان آب و هواي سرد كوهستاني است و در يك بازه دوازده ساله ميانگين آب و هواي آن در گرمترين ماه سال مرداد ماه تنها 1/24 درجه و در سردترين ماه سال بهمن ماه دو دهم درجه سانتيگراد است.
بلندترين نقطه اين شهرستان كه بلندترين نقطه استان نيز محصوب مي شود قله شهباز است كه 3388 متر ارتفاع داشته و در تمام سال بامي از سفيدي بر تن دارد.
تنها جنگل طبيعي استان در حدود دو كيلومتر مربع در يكي از روستاهاي اين شهرستان به نام سرسختي در دامنه كوهي به همين نام وجود دارد كه از درختان بلوط پوشيده شده است.
صنعت ،راه هاي ارتباطي، نزديكي به مركز استان ، آب و هوا ، جنگل، درياچه ، رود خانه هاي پر آب ، طبيعت وحشي ، سدها، شكارگاه ها ، پيست اسكي و قايقراني ؛باغات انگور صنعت، كشاورزي، دامداري،قلل مرتفع، غارها ، سراب ها، تاريخ اسطوره اي، تپه هاي زياد تاريخي، پل دو آب و كوه لجور،جاذبه هاي انسان ساخت كارخانه قند ، امامزادگان ،كليساي قديمي شهر، مراسمات مذهبي مسلمانان و ارامنه و روستاهاي فراموش شده يهوديان اين شهرستان از جاذبه هاي توريستي شازند محصوب مي شوند.
در اين نوشته سعي مي شود در ابتدا با شناساندن و توضيح پيرامون برخي از اين جذابيت هاي توريستي شازند به منظور تبيين جايگاه و اقليم شهرستان در استان مركزي به راهكار هاي برون رفت در انتهاي هر بخش به صورت خاص و نيز به طور كلي در پايان مقاله پرداخته شود .
1 - راه ،توريسم، شازند
شهرستان شازند كه در سي و دو كيلومتري اراك مركز استان مركزي قرار دارد و نزديك ترين شهرستان به اين شهر است كه به طبع مي تواند از ظرفيت هاي بالاي حمل و نقل آن استفاده نمايد هرچند كه نمي توان از پتانسيل هاي بالاي ارتباطي اين شهرستان چشم پوشيد.
الف- فرودگاه:
فرودگاه اراك كه سالها از افتتاح آن مي گذرد در سال گذشته عنوان بين المللي را با سفر استاندار وقت به سوريه بر خود ديد. اين فرودگاه كمتر از پنجاه كيلومتر با شهر شازند فاصله دارد كه در عمل مي توان آن را فرودگاه شازند نيز ناميد زيرا بواسطه اتوبان شازند -اراك زمان رفت آمد از شازند به آن محل كمتر از يك ساعت است. اين فرودگاه كه توانايي هاي زياد آن در آينده نمود پيدا خواهد كرد بدون شك در آينده توريسم استان مركزي و به خصوص شهرستان نقش به سزايي خواهد داشت.
ب - خطوط ريلي:
«شهرستان شازند در ابتدا روستايي بود به نام ادريس آباد كه با قرار گرفتن ايستگاه راه آهن در آن به الهام از كوه كناري خود نام شاه زند را بر خود گرفت.»
داستان بالا را سالهاست كه كودكان شازندي از پدران خود مي شنوند و مي آموزند كه تاريخ معاصر اين شهرستان با راه آهن درهم آميخته شده است. راه آهن سالهاست كه در حمل و نقل اين شهرستان نقش خود را در ميان تلاقي هاي خود بازي كرده است و از ميان تلق تلق خود ايمن ترين مسافرت ها را براي شهروندان شازند به همراه آورده است اما با ايجاد خط راه آهن شرق به غرب كشور اين شهرستان به عنوان ايستگاه مركزي اتصال اين دو خط انتخاب گرديده است و با وجود لطمات غير قابل انكار اين مزيت به نظر نگارنده كه بر سراب بلاغ وارد شده است مي تواند با اضافه شدن اين پتانسيل شهرستان شازند در آينده اي نه چندان دور با مركزيت خطوط ريلي كشور حجم بالايي از مسافران منتظر را در خود خواهد ديد كه با توجه به فاصله كم مناطق توريستي و ايستگاه حتي در كمتر از دو ساعت مسافران اقدام به گردش در اين شهرستان نمايند.
بودن در نقطه اتصال راه آهن شرق به غرب به شمال جنوب دراين شهر مي تواند بر تردد آسان مسافرين به شازند از چهار گوشه ايران كمك نمايد.
گذر از كنار قله شهباز، سراب بلاغ، باغات انگور، امامزادگان آستانه ،كوه لجور وپل دو آب صنايع بزرگ وكارخانه قند، نيروگاه، پالايشگاه و پتروشيمي و دشت شازند بدون شك در آن سوي شيشه هاي خاك گرفته قطار منظره اي شگرف و بي بديل خواهد بود.
اما شايد كمتر كسي بداند كه در روستايي به نام نور آباد ايستگاه راه آهن خود جاذبه گردشگري ايجاد نموده است و آن گذر كردن از مرتفع ترين نقطه راه آهن كشور است.
بدون شك مي توان با كمي تفكر و ايجاد تورهاي گردشگري ريلي توريسم ريلي را در مسافرت هاي برون شهري و گذر از اين شهرستان ايجاد نمود.
ج - راه زميني:
گذر محور ارتباطي تهران- جنوب و ازنا- اراك از قلب شازند اين شهرستان را به شهرستاني در مسير عبور و مرور قرار داده است كه هرچند در پاره اي از اوقات به دليل عدم دقت باعث وقوع حوادث دلخراشي در اين محورها هستيم اما گذر اين راه ها با بيرون آوردن شهرستان از بن بست اين نكته را براي مسئولين گوشزد مي نمايد كه تنها نصب چهار تابلوي دو متري خوش آمد گويي به مسافرين در هنگام ورود به شهرستان تنها پتانسيل هاي خير مقدم گويي به مسافرين نيست.
شهرستان شازند به واسطه بودن در دروازه ورودي استان مركزي از دو سمت بدون شك حجم بالايي از مسافرين را در دل خود راه داده است.
در اين ميان انتقادي كه به مسئولين وارد است عدم گذر اين مسير ها از داخل شهر شازند است كه باعث به بن بست خوردن مركز شهرستان برعكس شهرستان شده است. زيرا عبور دو بزرگراه و كريدر ارتباطي مهم از دشت و دور از شهر را نمي توان مزيت آنچناني براي شهر شازند دانست. پيشنهادي كه نگارنده در گفتگو با متخصصين امر يافته است اين است كه با ايجاد ورودي ها و خروجي هاي برازنده و شكيل ؛ نصب تابلوهاي اغوا كننده و حتي گمراه كردن ناخواسته رانندگان ايشان را به داخل شهر هدايت و از راه ديگري خروج آنها را رغم زد.
به هر حال اولين اتفاق خوشايند به منظور جلب توريست در شازند وجود سه گونه راه از چهار گونه جهاني آن است كه تنها اين شهرستان راه دريايي را در رفت و آمد خود كم دارد و اين نشان از موقعيت فوق العاده عالي شازند در زمينه ورود و خروج افراد به داخل خود دارد كه در صورت ايمن سازي بيشتر جاده ها بخصوص راههاي روستايي و محور ازنا- شازند -اراك كه هم اكنون لقب جاده مرگ را به خود مي بيند مي توان بر اين عامل در زمينه جذب توريسم گذري سرمايه گذاري نمود.
2 - آثار باستاني
تاريخ داشته اي گرانبها براي شازند
در روزگاري كه كشورهاي تازه تاسيس كمر همت خود را بر داشته هاي نداشته مي بندند تا شايد از صحراهاي لايموت خود و از تاريخ نداشته خويش چند بومي بيچاره را پيدا نمايند و آناني را كه ديرزماني پيش به جرم بودن نابود كرده اند هويت خود معرفي نمايند و در اين كار به دليل حجم بالاي تبليغات و جاذبه هاي كاغذي بيشترين توفيق را داشته اند قرن هاست كه فردوسي در پس سي سال رنج خود فرياد وجود شازند را سر داده است و از پهلوانان خفته در آن نام برده است ولي هيچ كس نديد و يا نخواست تا ببيند كه اسطوره هاي ايران زمين در كجاي اين خاك آرام آرميده اند و ما را نظاره مي كنند تا شايد در غروب روزي دلگير به آنها سري بزنيم و خاطرات بودن آنها را در پس ماندن ايران و رفتن آنان در زوزه باد گوش كنيم كه چه غريبانه آنان آمدند و ماندند و رفتند.
در گوشه اي از اين شهرستان كه حال در ميان اراك و شازند به ناچار گير افتاده است مردماني آرام خوابيده اند كه نامشان با گوشهاي بسياري آشناست. نام هايي كه خود براي جلب نه ايرانگرد بلكه جهانگرد و آناني كه تاريخ اين كشور را دوست دارند بس است.
تاريخ شازند ناخود آگاه با سه محور پيوند خورده است كه آنها عبارتند از كيخسرو يارانش؛ امامزادگان شهرستان و سنگ نوشته هاي عباس آباد...
الف- كيخسرو، شيز، گوره زار
هرمز احمدي در كتاب خود؛ مرا بشنو در صفحه 159 آورده است: « در غرب كوه راسوند و كوه شاه زند روستايي است كه اهالي به آن شيز گويند چنان كه آثار به جاي مانده در روستاي جزنق واقع در ابتداي دره شرا گواهي است بر اين مدعا...»
گواهي ديگر آنكه « همداني» در «كتاب البلدان» خود آورده است «آتشكده آذرگشسب ابتدا در آذربايجان بوده است و سپس به دستور انوشيروان به شيز منتقل شده است.» روستاي گوره زار يكي از روستاهاي بخش شرا بالا محسوب مي شود كه در حدود 45 كيلومتري اراك واقع است در روبروي روستاي گوره زار و در سمت ديگر جاده قبر هايي بنام هفت «برارون» به معناي هفت برادر قرار دارد. در حدود دويست متري قبرها چشمه اي با نام محلي«ديريزينو» وجود دارد.
در شماره پنجم مجله گردشگري صفحات 47 تا 51 مقاله اي با عنوان " غار كيخسرو ميعادگاه پارسيان هند " نوشته محمد صادق نظمي آمده است: طوس، گيو؛ فريبرز، بيژن، گستهم و نيو شش نفر از اين هفت برادر هستند كه گورهايشان هنوز در اين روستا موجود است.
قرن هاست كه هرچند ساكنين اين روستا از دو دين اسلام و مسيحي در كنار اين دلاوران زرتشتي زندگي مي كنند اما هنوز مانند زرتشتيان مرگ ايشان را باور ندارند .
هويك ميناسيان و مجتبي قنبري در كتاب گورستان يادگاري از ايران باستان نقل كرده اند:«قبرهاي هفت برارون از سالها پيش زيارتگاه مردمان ساكن در اين منطقه اعم از زرتشتي، مسلمان، مسيحي و كليمي بوده است.»
براستي كدامين نفر و نماد تاكنون توانسته است به اين حد افراد چهار دين را به يكديگر نزديك نمايد؟
بنابر اسناد و احوال در شاهنامه چاپ روسيه«مسكو» در ابيات 3051 تا 3057 آمده است پس از برف شديدي كه در منطقه آمده است 7 همراه پادشاه « كيخسرو» مي ميرند و برخي از سران كشور كه در ميان آنها رستم و گودرز و زال نيز بوده اند به منطقه شازند آمده و پس از يك هفته همراهان شاه را مي يابند و پس از دفن آنها بر سر مزارشان زار زار مي گريند .
ببودند يك هفته بر پشت كوه
سر هفته گشتند يكسر ستوه
بديشان همه زار و گريان شدند
بر آن آتش درد بريان شدند
دكتر مصطفوي در كتاب «اسطوره سوشيانت» كه در كتاب «گوره زار يادگاري از ايران» نيز به آن پرداخته شده است در صفحه 35 آن آورده است: «پهلواني بنام پشوتن از فرزندان شاه گشتاسب بار ديگر به همراه دلاوراني باستاني كه جاويدان و بي مرگ خوانده شده اند دست در دست هم داده ، آيين راستي را خواهند آراست... كيخسرو، گودرز، توس و ديگر پاكمردان و بي مرگان پارسا به ياري سوشيانت خواهند شتافت...»
اما غار كيخسرو كه بي شك نام شازند برگرفته از آن است قرن هاست كه مانند نگين انگشتري اين شهرستان در تاريخ كشور مي درخشد. اين غار كه از شگفتي هاي ايران نيز به شمار مي رود در 3 كيلومتري غرب هفت برارون ، روبروي چشمه «علي گذر» روستاي مست بالا قرار دارد كه بنا بر باورهاي قديمي و ديني مردمان ايران كهن محل ناپديد شدن كيخسرو بوده است. اين غار با مدخل 90/1متر عرض 30/1 ارتفاع و با طول 18 متر و عرض 6 متر و ارتفاع 3 متر از دير باز محل نيايش زرتشتيان بوده است.
همي بود رستم بر آن كوهسار
همان زال و گودرز و چندي سوار
ب - امامزادگان
شهرستان شازند به واسطه قدمت خود امامزادگان واجب التعظيم بسياري را در دل خود جاي داده است كه محمد مولايي در كتاب خود با عنوان نگاهي بر امامزادگان استان مركزي به تفضيل پيرامون آنها پرداخته است. امامزادگان آستانه از مشهورترين اين امامزادگانند. امامزادگان ديگري نيز در مهاجران، روستاي سورانه و روستاي هفته نيز قرار دارند كه از جالب ترين نكات اين امامزادگان وجود مقابر ايشان در مناطق توريستي و خوش آب و هوا است كه با صرف هزينه هر روز شاهد شكوفايي اين مناطق هستيم. لازم به ذكر است كه درحياط امامزادگان آستانه دو درخت توت با قدمت هفت صد سال و نيز درختي ديگر با قدمتي نامعلوم در نزديكي امامزاده واقع در سورانه وجود دارد.
ج - سنگ نوشته هاي سراب عباس آباد
هر چند كه اين سراب خود به اندازه كافي محل گردشگري محصوب مي شود كه ديگر كمتر كسي سينه پر از خاطرات سنگ هاي بالاي آن را ديده باشد اما در نگاهي گذرا به اين سنگ نوشته ها مي توان براحتي فهميد كه اين نقطه قبلا در اختيار ارامنه بوده است و اكنون نيز هر سال در روزي مشخص ارامنه با مسافرت به اين شهر در كنار سراب عباس آباد جشن هاي خود را برگزار مي كنند.سنگهاي موصوف در بالاي چشمه سراب به در ديدگان خود نمايي مي كنند.
د - تپه هاي باستاني
اين تپه ها كه به دليل حفاظت از آنها هرگز نامي از آنها برده نمي شود بجاي آنكه با كنكاش در آن به نقطه بازديد گردشگران تبديل شود روزگار درازي است كه تيغ از برادر مي خورد و شبانه به تاراج مي رود.
ه - پل دو آب
پل دلشكسته دو آب در چند متري بزرگراه تهران -جنوب در زير كوه لجور از چند قرن پيش و دوران قاجار و بنا به اخباري از شاه عباس و دوران صفويه در چند كيلومتري شهر توره و مهاجران قرار دارد و در دسترس ترين نقطه تاريخي شهرستان محصوب مي شود. هرچند كه در سالهاي گذشته اين پل مورد مرمت قرار گرفته است اما اميدي به پايداري آن با بودن معادن زياد اطراف آن و انفجارات مهيبشان نيست.
در پايان سه نكته كه بيش از همه در اين مقال ميتوان به آن اشاره نمود به ترتيب موارد زير است:
1- عدم سرمايه گذاري مناسب در شناساندن اين مناطق بجز موارد معدود درباره امامزادگان اين پتانسيل هاي گردشگري را در كمرنگ ترين حالت گردش پذيري شازند قرار داده است. اين عدم سرمايه گذاري در منطقه گوره زار حال باعث محجور بودن اين منطقه گرديده است.
2- بي توجهي به احوال اين مراكز تمدن به صورتي كه حال سنگ هاي هفت برارون در حال فرسايشي است كه در طول تاريخ به اندازه اين چند سال تخريب نشده است. سنگ نوشته هاي عباس آباد نيز حال و روزي بهتر ندارد. با اين اوصاف ديگر انتظاري از پل دوآب پس از زلزله سال 85 و تيشه اي كه معادن اطراف به ريشه اش مي زنند نيست. تپه هاي باستاني نيز به تاراج مي روند و صداي فريادشان را كسي نمي شنود.
3- عدم نظارت بر گردشگران آمده به اين مناطق را نيز مي توان دليلي ديگر بر از بين رفتن اين مراكز دانست.
در ادامه اين قسمت نيز مي توان به اين مورد اشاره نمود كه بايد متوليان امر به تعمير و نگهداري از امامزادگان تاريخي و بناي اين امامزادگان با تخصص بنگرند و به بناي بقعه ها به چشم آثار باستاني نيز نگريسته شود.
+ | نويسنده : جواد ملکی در تاريخ : پنجشنبه چهارم بهمن 1386 |